شمس الدين محمد بن محمود آملي
560
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ريزند و آن آب كه در قدح بوده باشد همچنان باشد يك قدح آب ژاله بگيرند و قدحى ديگر آب صافى و در آفتاب آب ژاله را آهسته آهسته در قدح ديگر ريزند تا تمام هوا شود و آب اين قدح همچنان باقى بماند . گويند اگر ريوند چينى را بكوبند و در آب ريزند و سرش را مهر كنند و چون روز ديگر بگشايند و در كوزه ديگر كنند شراب صافى بود و اگر مردار سنك را كوفته در سركه اندازند در حال شراب گردد . و اگر گوگرد بسايند و به شراب كهنه بيالايند و در موى سياه مالند سفيد شود و اگر آب برك طرخون بيفشارند و بسرشند و در موى سياه مالند سفيد شود و اگر خواهند كه رسنهاى قوى پاره كنند بايد كه آن رسن را مخالف تابيده باشند و تنورى گرم كنند و خشت پخته در او نهند و آن رسن را بكميز تر كنند و و در آن تنور بر خشت نهند . و چون خشك شود باز يك مرتبه تر كنند و همچنين تا سه نوبت آن رسن سست شود اما قوى و سطبر نمايد . چنان كه هر كس بيند پندارد كه آن رسن از ليف است هرگاه خواهد كه بگسلاند زود پاره شود . و اگر خواهد كه بمشت سنك را نرم كند در تنور نهد تا آتش در او اثر كند و اندكى آب برو ريزد آنسنك را بمشت خورد توان كرد اما بايد كه مدتى در آتش باشد تا مقصود برآيد .